این پیام را برای پنج نفر بفرست تا حاجتت برآورده شود!

 

خواهر زاده ام امروز پیامی را برایم واتساپ کرد. بالای پیام نوشته بود: Forwarded. یعنی آن پیام را خودش ننوشته و از جایی کش رفته بود.

متن پیام این بود:

امشب از ساعت ۲بامداد تا اذان صبح هرڪس حاجتی داره دعا ڪنه چون امشب بعداز۱۱۰۰سال ماه به دورخانه ی ڪعبه
می چرخد هرکس به ۵ نفر خبردهد، اولین دعا نصیبش می شود.

❤❤ کاملاً واقعیه… شبکه خبر هم زیرنویس کرد
امشب شب معراج پیامبره دعای معراج فراموش نشه

 

و من که این روزها از هر فرصتی استفاده می کنم تا هم مهارت نوشتنم را تقویت کنم و هم درکنارش حس انتقادجویی‌ام را ارضا کنم، درجواب پیامش چنین نوشتم:

خواهرزاده‌ام امسال دانشجو شده
و بعد قراره معلم بشه
از الان باید یاد بگیره که توی حرفهاش دقت کنه
حتی در فوروارد کردن پیامهای دیگران!

چرا؟ مگه چی شده؟
تو در این پیام دو خبر به من رسوندی یکی دینی و یکی علمی

اول درباره خبر دینی
شبکه خبر منبع موثقی برای مطالب دینی و احادیث نیست
منابع دینی معتبر کاملا مشخصند و شناخته شده: از قرآن بگیر تا نهج‌البلاغه و مفاتیح الجنان و کتب احادیث

و دوم درباره خبر علمی
اینکه ماه بعد از ١١٠٠ سال برای اولین بار داره دور کعبه می‌گرده رو کدوم مرجع علمی تایید یا نقل کرده؟
شبکه خبر؟! دوستی در واتساپ؟!

باشه نوذر، قبول. یعنی دیگه خبر علمی و دینی فوروارد نکنم؟ دیگه با هیشکی درمورد این موضوعات حرف نزنم؟

البته که بله
اما وقتی هدف به این خوبی داری که مردم رو آگاه کنی، چرا این هدف انسانی و اخلاقی رو با تحقیق و مطالعه محقق نکنیم؟

آخه من میگم این پیام که حاضر و آماده است رو فوروارد کنم، شاید روی کسی تاثیر بذاره.

بله تاثیر میذاره، اما تاثیر یک حرف «شُل و وِل» مثل خود حرفه: «شُل و وِل»

〰️
از طرف: نوذر؛ کسی که خودش هر روز حرف‌های غیردقیق، غیرعلمی و غیردینی می‌زنه 😄

 

 

ادامه  گفتگو رو هم اگه حال داشتید بخونید:

خواهرزاده:

 ممنونم از این نصیحت های مفید و بجا دایی جانم…

نوذر:

خواهش می‌کنم داداش فهمیده من

یادت باشه این نصیحت‌ها تو رو ترسو نکنه
مبادا با خودت بگی: نکنه من این پیام رو بفرستم و دایی دوباره منو نقد کنه

بلکه همین پیام رو میتونی بازهم بفرستی، برای هرکی دوست داری.
اما این بار میتونی اول پیام این رو اضافه کنی:
من از درست بودن این پیام مطمئن نیستم، عواقبش گردن خودتون 😄

البته راههای قشنگتری هم هست. بقیه راهها با تو.

و یادت باشه این نباید این نصیحت‌ها جاده یک طرفه باشه
من هم نیاز دارم 😘

〰️

۱۳ آبان ۱۳۹۹

آرشیو تصاویر و خاطرات کافیا (فروشگاه اینترنتی قهوه)

 

اولین فروش عمده

سرمان شلوغ شده – اردیبهشت ۹۹

 

جشن رسیدن به دو تارگت: ۵ میلیون فروش و ۲۰ هزار بازدید ماهانه – فرودین ۹۹

جشن رسیدن به دو تارگت: ۵ میلیون فروش و ۲۰ هزار بازدید ماهانه – فرودین ۹۹

 

جلسات کافیا

 

 

تارگت فروش ۳ ماهه – مرداد تا آبان ۹۹ ↑

 

چهار فصل شیراز از پنجره شرکت

پاییز ۹۸

 

تابستان ۹۸

 

 

 

 

میزکار، اتاق کار و اتاق خواب

کسب و کار یعنی این، نه آنچه تو در جستجوی آنی

#آموخته #کسب‌وکار
کسب وکار یعنی حل مسائل جدید تا رسیدن به سودآوری
تا امروز فکر می‌کردم کسب‌وکار یعنی: یک ایده خوب پیدا کن و آن را عالی انجام بده.
معنی ایده خوب را تا حدی م‌فهمم. اما اجرای عالی یعنی چه؟
حل مسائل جدید
روزهای اول مساله ام این بود:
من دنیای قهوه و قهوه‌خورها را نمی‌شناسم. برویم ببینیم چه خبر است.
دو ماه طول کشید
بعد مساله جدیدی پیش آمد: برای این افراد محتوا تولید کن. خودم یا دیگری؟ از کجا؟ پونیشا یا اطرافیان؟ کی؟ خانم x یا آقای y؟

بعد این مساله: چه CMS ای؟
چه پوسته‌ای برای سایت؟ چه هاستی؟ (داخلی خارجی) با چه شرکتی؟
چرا سایت کند است؟
لوگو‌چی باش؟ (یک ماه)
چرا بازدید نداریم ؟ سه ماه
چرا کامنت نداریم؟ (دی)
چرا فروش نداریم؟
(آذر ۹۸)
کمپین برویم؟ چه ابزاری؟ کدام شرکت
چرا کانورت نمی شود؟ لندینگ را بهینه کن
چرا اعتماد‌مکی‌کنند؟ شاهد بیاور

چرا رتبه نمی‌گیریم؟
سایت قشنگ نیست. روح نداره (سه بار ری‌دیزاین)

چرا زنگ خور نداریم؟ (اسفند)
چرا حاشیه سود پایین است؟
مذاکره با تامین کننده
توجیه قیمت

چرخش از خانگی به عمده

چطور بفروشیم؟
(خاطره مکالمه من و امیرنادری)

معضلی به نام نیروی خوب (از بهمن تا فروردین)

انگیزه بخشی به تیم ااردیبهشت و‌خرداد)
دوری از خانواده

کدام سوشال؟
تلگرام یا اینستا؟
کدام گرافیست (دو تا عوض کردیم)
من اینستاگرام بلد نیستم، باد باشم هم نمیرسم
ادمین‌ وارد می‌شود

خودمان هم و غم‌مان مشتری عمده و تجاری است اما ایسنتاگرام‌مان برای مشتریان خانگی حرف می‌زند!

اگر فردا تامین کننده قالمان گذاشت چه‌کنیم؟
اگر امتیاز برند را فروخنتد‌چه؟
(شروع ثبت برند: از ۱ اردیبهشت – اسمتان خارجی است بدو دنبال کارت بازرگانی)
با ارسال چه کنیم؟
برای افزایش فروش چع کنیم؟
نمایندگی بدهیم یا خودمان بفروشیم؟
(۸ خرداد ۹۹)

پیام کرونا برای ما: خودتو جمع کن پسر!

۱- ارشد آسایشگاه، سربازی جدی بود با صدایی قوی، به نام توانایی. ما بهش می گفتیم توانا.

توانا قبل از صبحگاه، وقتی می‌خواست سربازی که هنوز درگیر بند پوتینش بود را به خودش بیاورد، بلند صدا می‌زد: «خودتو جمع کن پسر»

۲- داشتم با مادرم تلفنی درباره کرونا حرف می‌زدم. من شیرازم و او خوزستان. سنش بیشتر از ۶۰ سال است و نگرانش هستم.

طبق معمول، مادرم به جای گوش دادن به تذکرات بهداشتی من، دنبال پیدا کردن دلیلی برای این «قضا و بلا» بود. می گفت مردم بد شده اند و خدا می‌خواهد آنها را تکانی بدهد.

بعد از صدای مادر، صدای توانا توی گوشم پیچید که سر سربازان داد می کشید: خودتو جمع کن پسر.

انگار خدا با کرونا، با زلزله و با تصادف می‌خواهد به ما بگوید: خودتو جمع کن!

ما عادت کردیم در طول روز، عادی زندگی کنیم. همان آدم قبل، با همان کارهای همیشگی.

و تا اتفاقی نیفتد به خودمان نمی‌آییم.

شاید خدا می خواهد برای خوب بودن یا بهتر شدن، ما را تکان بدهد.

چه خوب بود اگر ما بدون کرونا، بودن زلزله و بدون تصادف خودمان را جمع می‌کردیم.

خدایا کمک‌مان کن، خودمان با اختیار خودمان را جمع کنیم. نه با نهیب و نه با سیلی.

 

الهی لا تودبنی بعقوبتک (خدایا مرا با عذابت، ادب مکن)
دعای ابوحمزه ثمالی به نقل از امام سجاد.